استقلال: از تجلیل تا تحلیل

خرید بک لینک

عبدالبشیر فکرت، استاد دانشگاه

هر کتلهی انسانی اعم از: ملت، قوم، قبیله، نژاد و... در گسترهی تاریخ (گذشته) خویش دستآوردها و ارزشهایی دارد که تقریباً مورد اتفاق است و آنها پیوسته بدان مباهات میورزند و از آن نکوداشت میگیرند. ارزشها ممکن است گاهی از جنس پیروزی در جنگ باشد، یا سرآمدی در دانش ویا هم پارهیی از امور و ارزشهای اخلاقی و قس علیهذا. از این میان، پیروزی در نبرد علیه بیگانهگان بخش عظیمی از افتخارات تاریخ معاصر افغانستان را شکل میدهد که مال مشترک همهی اقوام و گروههای ساکن در این کشور است و از اینرو، بیمناسبت نیست اگر از آن جمعاً بزرگداشت صورت گیرد و این بزرگداشت به یک معنا کار نیک و دوراندیشانهیی است. زیرا میتواند هنوز هم روح استقلالطلبی و شور آزادیخواهی را در ناخودآگاه نسلهای آینده زنده نگه دارد و اتصال ما را با گذشته مستدام بدارد. از این بابت، بایستی از چنین مناسبتهایی - ولو به صورت نمادین- تجلیل کرد. جالب است اینکه بدانیم، مردم افغانستان - برخلاف بسیار ی از ملتهای دیگر- پیهم در سه نبرد خونین با فرنگیها به پیروزی رسیدهاند و از اینرو، بازخوانی اینگونه خاطرهها میتواند بر تحفّظ و تکثیر غرور ملی ما اثرگذار باشد. با این وجود، ناکامی تاریخی دستگاههای سیاسی در امر تٱمین عدالت اجتماعی، دولت-ملتسازی و توسعهی دانش - در گذشته- بسیار عبرتانگیزند. فیالمثل کافیاست بدانیم در دورهی عبدالرحمنخان، در کلّ جغرافیای این کشور سه دبیر چیرهدست یافت نمیشد که امور اداری دربار را برعهده گیرد. این گونه میتوان به اعماق فاجعهی فکری و فرهنگیِ نهادینهشده در این سرزمین اشراف پیدا کرد. این در حالیاست که همزمان با عصر عبدالرحمن خان، از صدها فیلسوف و نویسنده، و دانشمند، شاعر و مخترع و... میتوان در جاهای دیگر دنیا، فیالمثل اروپا سراغ گرفت که حتی فهم اندیشههای آنها بر حافظهی روشنفکران ما سنگینی میکند. با این گفته، اگر «زمان» را پیوسته فرض کنیم و «حال» را برآیندِ ضروری «گذشته» بینگاریم، آنگاه اگر کنون در چنین وضع اسفباری نمیبودیم، بایستی تعجب میکردیم. بودن در وضع کنونی به یک معنا، تحمیلِ گذشته است، گذشتهیی عمدتاً تاریک و ظلمانی که سایهی سنگیناش را تا «اکنونِ» ما گسترانده است. این نکته را برای آن گفتم تا نشان دهم «گذشته»یی که گاه پنجهزارساله خوانده میشود غالباً درخشان و پررونق نبوده است، هر چند استثناءً گاهی به سمتی حرکت نموده که امیدبخش بوده است. با این بیان، گذشتهیی با این وصف را نمیتوان صرفاً ستایش کرد، بل نیاز به تحلیل بیطرفانه و سنانِ فکر نقّاد نیز دارد. تبجیلِ صرف و تکریمِ نابهجای «گذشته» ما را از درک واقعیّتِ آن بازمیدارد و مانعی در برابر فهمِ «گذشته» بنیاد مینهد. اینگونه برخورد با گذشته از نگاه علمی کاملاً بیوجه است و صرفاً میتواند تسکین کاذبانهیی باشد که به درد سیاستمداری منفعتخواه یا ناسیونالیستی متصلب میخورد. با این وجود، در رویکردی جامعهشناسانه، بسیار مهمّ است اینکه بدانیم ما در چه وضعی قرار داریم و از یک مناسبتِ تاریخی، در چه شرایطی تجلیل میکنیم. تجلیل از استقلال در اوضاع و احوالی که بتوان واقعاً مستقلّانه تصمیم گرفت و عمل کرد، بسیار شایسته و ستودنیاست. برخلاف، تجلیل از آن در کشوری که همواره وضعیّت آن تابعِ معادلاتِ قدرتهای منطقهیی و جهانی بوده و مهمّتر از آن، بالفعل تحت حمایهی کشورهای خارجی - اگر نگوییم اشغال- قرار دارد، بسیار مُضحک و حزنانگیز است. از آن بدتر، هزینهسازیِ هنگفت برای تدویر یکچنین محافلی، آنهم در وضعیّتی که ملیونها تن زیر خطّ فقر مطلق قرار دارند و شهروندان با هزارویک مشکل حادّ اقتصادی دستوگریباناند، تراژدی خندهداریاست که آدمی را به «تأملِ دشوار» و «پرفاجعه» فرومیبرد.

عبدالکریم سروش و رؤیای ناتمام...

ما را در سایت عبدالکریم سروش و رؤیای ناتمام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:51

صفحه بندی